تبلیغات
پرتو دانش

الكتریسیته ساكن

 


 

 

 

تاریخچه

یوناینان باستان از مشاهدات خود نتیجه گرفتند که هرگاه کهربا را با پارچه پشمی یا پوست مالش دهند، اجسام سبکی را به خود جذب می‌کند. واژه الکتریسیته از کلمه یونانی الکترون به معنی کهربا گرفته شده است. این واژه اولین بار در نوشته‌های تالس ( 547 ـ 640 ق . م ) بکار رفته است. ویلیام گیلبرت ( 1544 ـ 1603 م )با انتشار کتابی درباره مغناطیس نظریات گذشتگان را مورد بررسی قرار داد. و نتیجه گرفت که نیروهای الکتریکی و مغناطیسی از هم جدا می‌باشند.

برای مثال سنگ مغناطیس می‌تواند آهن و فقط چند ماده دیگر را جذب کند. در صورتی که کهربا و اجسامی که خاصیت الکتریکی دارند می‌توانند ذرات کوچک و سبک اجسام گوناگون را جذب کنند. وی عقیده داشت که اجسام الکتریکی اثر دافعه ندارد. در سال 1646 سرتوماس برادن تجربه‌های خود را درباره اثر دافعه الکتریکی منتشر نمود و اظهار کرد که بین مواد الکتریکی نیز همانند مواد مغناطیسی نیروهای جاذبه و داففه وجود دارند.

سر تحولی و رشد

در سال 1663 اتونون گریکه ماشینی ساخت که بوسیله آن بار الکتریکی زیادی تولید می‌شد. آنگاه دانشمندان دیگری چون استن گری ( 1670 ـ 1736 ) و شارل دونی ( 1698 ـ 1739 ) تجربه‌های دقیقتری انجام دادند، به خود و نوع الکتریسیته پی بردند. برای ایجاد الکتریسیته ساکن‌تری که می‌توانستند جرقه‌ها و تکانهای ترسناک الکتریکی تولید کنند.

برای مثال یکی از استادان فیزیک دانشگاه لندن بارهای الکتریکی این گونه ماشینها را در یک بطری پر از مایع جمع کرد. مقدار الکتریسیته در بطری لیدن آن قدر زیاد بود که اگر شخصی بطری را در دست می‌گرفت و دست دیگر خود را به میله سر بطری می‌زد تکان شدیدی در بدن خود احساس می‌کرد.

در قرن هیجدهم میلادی بطری لیدن مورد توجه بنیامین فرانکلین (1756 ـ 1790) قرار گرفت، وی پس از آزمایشهای متعدد نتایج کار خود را در سال 1747 منتشر کرد. او معتقد بود که دو نوع الکتریسیته که قبل از وی کشف شده بود اساسا باهم تفاوتی ندارد، بلکه حتی جسمی در اثر مالش دارای الکتریسیته می‌شود. یکی از دو جسم دارای الکتریسیته اضافی یعنی بار مثبت و دیگر دارای الکتریسیته منفی می‌شود.


 

 

قانون بقای بار الکتریکی

دو نوع بار الکتریکی وجود دارد و این بارهای الکتریکی که می‌توانند ساکن یا متحرک باشند و آثاری از خود ظاهر می‌سازند. از نظریه فارنکلین این نتیجه درست نیز بدست آمد که: «بارهای الکتریکی ایجاد نمی‌شوند و از بین نیز نمی‌روند بلکه از قسمتی از یک جسم به قسمت دیگر منتقل می‌شوند، همچنین بارهای مثبت و منفی از یکدیگر را خنثی می‌کنند، ولی هیچگاه نابود نمی‌شود.» این نتایج امروزه قانون بقای بار الکتریکی نامیده می‌شود که مانند قانون بقای جرم و انرژی از قوانین اساسی طبیعت محسوب می‌شود.

خواص بارهای الکتریسیته

با بررسی خواص بارهای الکتریکی بهتر به ماهیت ماده پی می‌بریم. مثلا این خاصیت که بارهای الکتریکی ممنوع یکدیگر را می‌رانند و بارهای الکتریکی یا نوع مخالف یکدیگر را می‌ربایند. این واقعیت را نشان می‌دهد که درون ماده نیروهای الکتریکی موجود است. نیروهای پیوستگی بین مولکول‌ها اجسام جامد یا مایع به سبب وجود نیروهای جاذبه الکتریکی بین بارهای الکتریکی از نوع مخالف است.

نیروهای متعددی که به هنگام تراکم ماده ظاهر می‌شود به علت وجود نیروهای رانشی بین بارهای الکتریکی ممنوع است. حرکت این بارهای الکتریکی ، موجب تولید جریان الکتریسیته و یا به اصطلاح متداول ، جریان برق می‌شود که ما در خانه و صنعت از آن استفاده می‌کنیم.

 

 

 

الکتریسیته مثبت و منفی

پدیده وضع الکتریکی نخستین بار در سال 1672 میلادی توسط اتوفن گریکه که با نام او آشنا هستید بیان شد. او مشاهده کرد که پرهای مرغ نخست جذب یک گلوله گوگردی باردار شده و سپس از آن رانده می‌شوند. صد و پنجاه سال بعد ، در فرانسه محققی به نام شارل دونی کشف کرد که دو جسم باردار همیشه یکدیگر را نمی‌رانند بلکه گاهی هم یکدیگر را می‌ربایند و به این نتیجه رسید که دو نوع بار الکتریکی وجود دارد. بطوری که بارهای الکتریکی ممنوع یکدیگر را می‌رانند و بارهای الکتریکی که نوع آنها مختلف است یکدیگر را می‌ربایند.

دونی برای تشخیص این دو نوع الکتریسیته یکی را الکتریسیته شیشه‌ای و دیگری از الکتریسیته صمغی (رزینی) نامید. الکتریسیته شیشه‌ای از مالیدن شیشه به پارچه ابر پشمی تولید می‌شود و الکتریسیته ضمغی از مالیدن کهربا ، گوگرد ، لاک و ابونیت و بسیاری از مواد دیگر به پشم یا پوست حیوان بدست می‌آید.

بعدها معلوم شد که این طرف نامگذاری در پاره‌ای از موارد گمراه کننده است. زیرا مثلا شیشه سنگی زبر و آن در اثر مالش ، الکتریسیته ضمغی تولید می‌کند و ابونیت بسیار صیقلی شده دارای نوع الکتریسیته شیشه‌ای می‌شود. از اینرو فرانکلین دانشمند آمریکایی اصطلاح امروزی الکتریسیته مثبت و منفی را بجای دو نوع شیشه‌ای و ضمغی وضع کرد.

 

مواد الکتریسیته ساکن

·         الکتروفور:

در سال 1775 میلادی آلساندرو داتا که در ایتالیا معلم فیزیک بود. نامهای به پریستلی (کاشف اسپزن) نوشت و در آن نامه شرح داد. که اسبابی به نام الکتروفور اختراع کرده است. الکتروفور را می توان یک نوع ماشین مولد الکتریسیته ساکن نامید. در این دستگاه صفحه نارسانا در اثر مالش با پوست حیوان دارای بار الکترون منفی می‌شود و با قرار دادن صفحه فلزی روی آن ، قسمت بالایی صفحه در اثر القا دارای بار منفی و قسمت پایین صفحه دارای بار مثبت می‌شود.

سطح پایینتر فلز بوسیله چند نقطه با سطح صفحه نارسانای زیرین تماس دارد. هرگاه سطح بالایی قرص بطور موقت به زمین وصل شود. الکترونها سطح بالایی زمین منتقل می‌شوند به این ترتیب صفحه فلزی دارای بار مثبت می‌شود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

مانیتور های crt

مانیتور CRT

یك مانیتور CRT قدیمی از یك لوله استفاده میكند كه شبیه یك بطری شیشه ای بزرگ است. 3 تفنگ الكترونی در سمت باریك آن قرار دارند. آنها الكترونها را به سمت صفحه بزرگ مسطحی كه در برابر تماشاگر قرار دارد شلیك می كنند.

داخل صفحه ای كه ما به آن نگاه می كنیم بوسیله لایه نازكی از فسفر به صورت نقطه ای پو شانده شده است. آنها در گروههای 3 تایی مرتب شده اند یك قرمز ، یك سبز و یك نقطه فسفری آبی. آنها با یكدیگر یك پیكسل را می سازند. هر كدام از این تك نقطه ها بوسیله یك پرتو الكترون ضربه می خورند و روشن می شوند.هر چه پرتو الكترون قویتر باشد نقاط نورانی تر است.

اشعه الكترونی بوسیله میدان مغناطیسی هدایت می شود كه به اشعه انحنا می دهند بنابراین آنها دقیقاً به نقطه مطلوب اصابت می كنند.

اشعه های الكترون به سرعت صفحه نمایش را جارو می كنند. هر كدام از سه تفنگ الكترونی باید بدون وقفه تك نقطه های مقصد را از چپ به راست خط به خط از بالا به پایین بپیمایند و این كار را معمولاً 70 تا 85 بار در ثانیه انجام می دهند. شدت اشعه هر تفنگ الكترونی برای هر تك نقطه می تواند تنظیم شود تا رنگ نهایی را ایجاد كند.

یك صفحه معمولی یك مانیتور CRT می تواند از 480000 پیكسل كه به آن تصویر 600*800 می گویند. در هر خط افقی 800 نقطه وجود دارد و 600 خط از بالا تا پایین صفحه مانیتور CRT وجود دارند كه مجموعاً 480000 پیكسل می شود.

رزولوشن های(وضوح تصویر) بالاتر:

تعداد پیكسلهای بیشتر در صفحه نمایش برای ما امكان رزولوشن های بالاتر را فراهم می كند و با یك رزولوشن بالاتر ممكن است تصویر واضح تر شود.

پایین ترین رزولوشن در كامپیوترهای شخصی كه برای مصارف بر اساس متنهای DOS مورد استفاده قرار می گیرد 480*680 پیكسل است و به آن یك تصویر VGA می گویند.

همانطور كه كامپیوتر های شخصی قدرتمند تر می شدند حوالی سال 1990 تقاضا برای صفحه نمایش با رزولوشن بیشتر افزایش یافت. ویندوز یك محیط گرافیكی است و به خوبی در رزولوشن های بالا كار میكند. همچنین بازیهایی زیادی وجود داشتند كه احتیاج به رزولوشن بالایی داشتند. به هر حال آخرین استاندارد واقعی كه روی كامپیوترهای شخصی به كار گرفته شد VGA بود. و بهینه ساریهای كه در رزولوشن انجام گرفت بر اساس VGA بود و اصطلاحات SVGA یا SUPER VGA كه بعدها استفاده شد بر همین اساس بود بعدها XGA و نامهای دیگری آمدند كه هر كدام رزولوشن های متفاوتی را تعریف می كردند.

صفحه نمایش و رزولوشن باید با یكدیگر مطابقت داشته باشند هر چه رزولوشن بالاتر باشد جزئیات بیشتری در صفحه نمایش دیده می شود در یك دسك تاپ ویندوز اندازه آیكونها را در رزولوشن 800در 600 2 یا 3 برابر بزرگتر نسبت به رزولوشن 1280 در 1024 است.

یك مانیتور بخصوص می تواند در رزولوشن های مختلف پاسخگو باشد اگر چه همه رزولوشن ها مناسب نیستند در یك مانیتور با صفحه نمایش كوچك در رزولوشن خیلی بالا آیكونها خیلی كوچك می شوند.بنابراین رزولوشن و اندازه صفجه باید با یكدیگر مطابقت كنند.

پرتو الكترونی:

در مانیتورهای قدیمی CRT تفنگ الكترونی بدون وقفه و دقیقاً الكترونها را از پیكسلی به پیكسل دیگر پرتاب می كرد. در حقیقت همانطور كه اشعه صفحه نمایش را جارو می كرد تغییر مكان می داد. هر نقطه در صفحه نمایش یك تابش آنی الكترونها را دریافت می كرد قبل از اینكه اشعه به نقطه بعدی بتابد و شدت اشعه از نقطه ای به نقطه دیگر تغییر می كرد.

صفحه مانیتور پوشیده شده از فسفر دارای خاصیت نور افشانی بود زمانیكه الكترونها به سمت آنها شلیك می شدند در حقیقت باید دوباره نقاط را نورانی می كردند قبل از اینكه نور آنها محو شود.

و نتیجه این می شود كه ما یك تصویر پایدار و نسبتاً یكنواخت می دیدیم. ولی در حقیقت تصویر لرزشهایی داشت.

مانیتورهای CRT امروزی:

در مانیتورهای امروزی هر پیكسل 60 ، 70 ، 75 یا 80 بار در ثانیه refresh یا تازه سازی می شوند. بنابراین تفنگ الكترونی باید خیلی سریع حركت كند تا 18 میلیون شلیك در ثانیه یا بیشتر انجام دهد. كارت گرافیك سرعت تازه سازی را كنترل می كند. پس كارت گرافیكی باید با مانیتور سازگاری داشته باشد.

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

باران مصنوعی

 

باران مصنوعی

مقدمه

باروری ابرها در واقع یک روند طبیعی است که در آن ابرها به بخار آب و سپس به باران تبدیل می‌شوند. برای ایجاد باران مصنوعی باید عوامل ابر ، رطوبت ، دما و سایر شرایط جوی فراهم باشد. به هر حال با انجام باروری منظم ابرها، مقدار بارش را می‌توان به میزان 5 تا 25 درصد افزایش داد. می‌دانیم رطوبت (وزن بخار آب موجود در یک متر مکعب هوا) عامل مهمی در تشکیل ابرهاست، همچنین می‌دانیم که هر قدر هوا گرمتر باشد، قابلیت بیشتری برای داشتن بخار آب و تشکیل ابر دارد. اما برای تشکیل ابر وجود ذرات میکروسکوپی گرد و خاک ، دوده، بلورهای نمک و... نیز لازم است.                                   
دو روند اصلی برای بارش از ابرها به نام روند باران گرم و روند باران سرد وجود دارد:

1-روند باران گرم:بعد از اینکه دانشمندان متوجه شدند که در مناطق حاره ، باران از ابرهایی بارش می‌کند که هرگز دمای آنها زیر صفر نیست آن را باران گرم نامیدند. در این ابرها قطرات درشت آب که ابر را تشکیل می‌دهند در برخورد با قطرات کوچک ، آنها را جذب  و به این ترتیب شروع به بارش می‌کنند.                                            
2-روند باران سرد: زمانی که دمای ابر یا قسمتی از آن پایین‌تر از صفر باشد،  بلورهای یخ با جذب رطوبت اطراف خود سریعا شروع به رشد می‌کنند تا اینکه وزن زیاد باعث فرود آنها می‌شود. این بلورها هنگام فرود اگر از مکانهای گرم بگذرند به باران تبدیل و در غیر این صورت به صورت برف فرود می‌آیند.                                            
انسان از طریق باروری ابرها می‌تواند از لحاظ تعداد و نوع هسته‌های تشکیل باران به طبیعت کمک کند. باروری بوسیله مواد جذب کننده رطوبت مانند بلور نمک و اوره كه می‌تواند برای سرعت دادن به روند بارش گرم بکار رود. باروری بوسیله یدید نقره و یخ خشک در افزایش باران در روند بارش سرد به ابرهایی که کمبود هسته دارند کمک قابل توجهی می‌کند.

باروری ابرهای کوهستانی

در مناطق کوهستانی ابرها بوسیله هوای مرطوب که به بالا می‌رود و سرد می‌شود، تقریبا از غرب به شرق بر روی کوهها تشکیل می‌شوند. اگر این روند را بطور طبیعی به حال خود بگذاریم خیلی از این ابرها توانایی تولید باران را ندارند و بیش از 90% از رطوبت خود را در جو به جای می‌گذارند. در صورتی كه بعضی از این ابرها را با یدید نقره ، یخ خشک با استفاده از دستگاه های زمینی یا هواپیما بارور کنیم، بین 5 تا 20 درصد روند بارندگی را افزایش خواهیم داد.

باروری ابرهای کومولوس

باروری ابرهای کومولوس روند پیچیده‌تری دارد. برای تشکیل این ابرهای بزرگ ، هوای گرم و مرطوب لایه‌های نزدیک به زمین ، بالا رفته و سرد می‌شوند، تا جایی که ذرات بخار حاوی آنها متراکم شده و تشکیل ابر می‌دهد. از یدید نقره و یا یخ خشک زمانی استفاده می‌شود که دمای سطح بالایی ابر حدود 5- درجه سانتیگراد و یا کمتر باشد. هدف از این عمل زیاد کردن بلورهای یخ موجود در قسمت سرد شده ابر می‌باشد. زمانی که این بلورها بوسیله قطرات آب سرد شده ، احاطه می‌شوند سریعا به وضعی می‌رسند که باعث فرود آنها می‌شود. این بلورها هنگام فرود ذوب شده ، قطرات باران را تشکیل می‌دهند.  

زدودن مه

از این روش در بسیاری از فرودگاههایی که در آنها مه در پروازها  اشكال ایجاد می‌کند استفاده می‌کنند. معمولا از هواپیماهای کوچک برای پاشیدن یخ خشک روی این مه‌ها استفاده می‌شود. ذرات مه سرد شده به بلورهای یخ تبدیل شده و همانند یک برف ملایم به زمین فرود می‌آیند و این باعث پراکندگی موقتی مه بر باند فرودگاه می‌شود .

روش های باروری ابرها

تقریبا از سال 1950 تجربیات زیادی انجام گرفته است تا در مورد ایجاد ریزشهای جوی مصنوعی قدمی برداشته شود. یکی از این روش ها، پرتاب گلوله های کوچک و جامد دی اکسیدکربن ( یخ خشک ) بداخل ابر است . دمای یخ خشك پرتاب شده در حدود منهای 80 درجه سانتی گراد است.                                                     
یخ خشک در دمای بالاتر از منهای80 درجه سانتی گراد بصورت بخار در می آید. این عمل سبب پائین بردن دمای محل و در نتیجه باعث بوجود آمدن انجماد آنی قطرات ریز آب می شود. سپس بلورهای به دست آمده رشد می نماید و سرانجام باعث ریزشهای جوی می گردد.                                               
دومین روش باروری ابرهای سرد استفاده از هسته های انجماد است. قطرات کوچک آب موجود در ابر تا دمای زیر صفربه صورت آب  باقی می مانند. وجود هسته های انجماد ممکن است سبب تشکیل بلورهای یخ شود. یکی از بهترین نوع هسته های انجماد یدیدنقره است. یدید نقره به روش های گوناكون از جمله توسط هواپیما پاشیده می شود.

استفاده از یدید نقره بر یخ خشك برتری دارد.یخ خشك را نمی‌توان مدت زیادی نگهداری كرد، همچنین لازم است آن را از بالا روی لایه‌های ابر فرو ریخت، حال آن كه مشكلی برای نگهداری یدید نقره وجود ندارد. دیگر آن كه اگر یدید نقره روی زمین هم ریخته شود می‌تواند خود را به لایه‌های ابر برساند و آن را بارور سازد.‌ یدید نقره بسیار گرانبهاست، امّا آزمایش‌های به عمل آمده نشان داده است كه برای باروركردن تمام ابرهای ایالات متحده آمریكا یك كیلوگرم یدید نقره كفایت می‌كند.

در مورد ابر گرم، عملیات باروری غیر معمول تری بکار می رود. در این نوع ابرهای گرم با پاشیدن قطرات نسبتا بزرگ آب بداخل ابر آنها را بارور می کنند.همچنین باروری بوسیله مواد جذب کننده رطوبت مانند بلور نمک و اوره نیز كاربرد دارد.

نکاتی مهم در مورد باروری ابرها

1.     تجربه 24 کشور در سطح جهان نشان داده است که باروری ابرها می‌تواند مقدار بار را بین 10 تا 25 درصد افزایش دهد و خسارات ناشی از تگرگ را بین 30 تا 70 درصد کاهش دهد.

2.    موادی که در باروری ابرها استفاده می‌شود مثل نمک خشک ، اوره یا یدید نقره هرگز باعث آلودگی نمی‌شود و خطری ایجاد نمی‌کند زیرا مقدار این مواد بیار ناچیز است.

3.      تا به حال نشانه‌ای وجود ندارد که باروری ابرهای منطقه باعث کاهش بارش در مناطق مجاور شده باشد.

4.      باروری ابرها هرگز عملی بر خلاف طبیعت نیست، زیرا گاهی حیات انسان و تولید مواد غذایی به این روش وابسته است.

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

حفظ جنگل ها

به نام یگانه ی هستی بخش

 

حفظ جنگل

محیط زیست هدیه و موهبت الهی است كه حفاظت از آن نخستین وظیفه بشر و شاید مهمترین رسالت انسان باشد. محیط زیست سالم نه‌تنها به سلامت انسان كمك می‌كند، بلكه امكان بهره‌برداری مناسب از مواهب الهی مستتر در آن برای رفع نیازهای بشری را فراهم می‌سازد و از این رو حفاظت از محیط زیست از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.اما بشر با فعالیت‌های اقتصادی كه با هدف كسب سود دنبال آن است، همواره نسبت به حفظ محیط زیست بی‌اعتنا بوده، تا جایی كه امروزه آلودگی زیست محیطی به یكی از بلایای بشر تبدیل شده است. هیچ موجودی در كره زمین به اندازة انسان به محیط زیست لطمه نمی‌زند. فعالیت‌های اقتصادی سرمنشأ آلودگی‌های زیست محیطی است. فعالیت‌های تولیدی به شیوه‌های گوناگون (انتقال پساب‌های صنعتی به رودخانه‌ها و دریاها،‌حركت خودروها، دفع ضایعات مصرفی و...) به محیط زیست صدمه می‌زند، اما بخشی از این لطمات با سرمایه‌گذاری‌های مناسب و ضروری، قابل پیشگیری است.

میزان آسیب‌پذیری محیط زیست در كشورهای مختلف، متفاوت است. آلودگی‌های ناشی از مصرف بالای فرآورده‌های نفتی در كشورهای صنعتی، با وجود مطالعات، سرمایه‌گذاری‌ها و تلاش‌های انجام شده در این زمینه،‌بیش از كشورهای در حال توسعه است. در همین حال آلودگی‌های زیست محیطی ناشی از دفن نامناسب ضایعات صنعتی و نیز برداشت غیرمجاز از جنگل‌ها و مراتع در كشورهای در حال توسعه بیش از كشورهای صنعتی است.

انسان به هوا و غذای سالم و محیط پاك برای زندگی، نیاز مبرم دارد. بسیاری از بیماری‌های همه‌گیر، ناشی از آلودگی‌های زیست محیطی است كه اغلب كمتر مورد توجه مردم می‌باشد. زمین، هوا و آب آلوده، محصول آلوده و ناسالم عرضه می‌كند و انسان با مصرف مواد غذایی آلوده، بیمار خواهد شد و لاجرم می‌بایست هزینه‌های سنگین‌تر بهداشتی درمانی را تقبل نماید.

مصرف سرانه كاغذ یكی از شاخص‌های توسعه اقتصادی تلقی می‌شود. با وجود گسترش رایانه‌های شخصی در سراسر جهان كه خود می‌تواند بر مصرف كاغذ اثر بسزایی داشته باشد، اما هنوز میزان مصرف كاغذ یكی از معیارهای عمده ارزیابی توسعه اقتصادی جوامع تلقی می‌گردد. در كشورهای در حال توسعه كه رایانه‌ها هنوز جایگاه اصلی خود را در مناسبات بشری و فرهنگ عمومی پیدا نكرده و میزان دسترسی مردم به آن هنوز با كشورهای پیشرفته فاصله زیادی دارد، مصرف كاغذ حایز اهمیت است. اما برای تولید كاغذ با هر هدف مصرفی، سالانه می‌بایست میلیون‌ها درخت در جنگل‌ها قلع و قمع شود. سطح پوشش جنگلی در بسیاری از كشورهای در حال توسعه در دو دهه اخیر به شدت كاهش یافته و این در حالی است كه به عقیدة بسیاری از كارشناسان، «جنگل ریه زمین» تلقی شده و نقش كلیدی در پاك‌سازی هوا، جلوگیری از بروز سیلاب‌ها و حفاظت خاك دارد.

ایران دارای منابع طبیعی گسترده و متفاوت در عرصه های جنگل، مرتع و بیابان می‌باشد. احیای جنگلها و مراتع و مدیریت بیابانها با این وسعت نیاز به امكانات مكانیكی وسیع دارد. از طرفی مدیریت صحیح این تجهیزات مكانیكی مستلزم یا نیازمند تعیین رابطه بین ماشین، اقلیم و خاك می‌باشد.استفاده بموقع از این ماشین‌ها منطقی و مفید است ولی انتخاب و كاربرد اشتباه نه تنها مفید نبوده بلكه باعث تخریب منابع طبیعی می‌گردد.

دستاوردهای تحقیقاتی پژوهشگران گروه تحقیقات مكانیزاسیون وماشینهای منابع طبیعی نشان می دهد موارد زیر در استفاده از ماشین ها جهت حفظ جنگل مهم است:

- طراحی و ساخت دستگاه استریل خاك برای ضد عفونی كردن خاك و از بین بردن بذر علفهای هرز در خاك
- تعیین الگوهای مهم مكانیزه كردن تولید نهال برای توسعه جنگل‌كاری
- طراحی وساخت دستگاه علف‌بُر موتوری چرخداربا قابلیت نصب تیغه‌های مختلف برای مبارزه با علفهای هرز
.

هم چنین دولت در برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی جهت حفظ جنگل ها در دستور كار خود قرار داده استكه بخشی از آن به شرخ ذیل می باشد:

- خروج دام از جنگل و ساماندهی جنگل نشینان شمال تا پایان برنامه چهارم به میزان هفتاد درصد

- كاهش پنجاه درصد (50%) دام مازاد از مراتع جهت تعادل بین دام و مرتع و همچنین لغو و اصلاح پروانه چراهای مربوطه.

- توسعه زراعت چوب به میزان حداقل یكصد هزار هكتار،حذف تعرفه واردات چوب وتشدید مبارزه با قاچاق چوب

- توسعه فضای سبز و جنگلهای دست كاشت به میزان حداقل پانصد هزار هكتار، همچنین اجرای عملیات كنترل كانونهای بحرانی بیابان‌زا به میزان حداقل یك و نیم میلیون هكتار.

- پوشش كامل حفاظتی در جنگلهای كشور (شمال، زاگرس، ارسباران، خلیج عمان و ایرانی- تورانی)

- پوشش كامل سوخت‌رسانی به عشایر، جنگل نشینان و روستاییان.

- گسترش مشاركت شوراهای روستایی و بسیج محلی در حفاظت از جنگلها و مراتع به میزان پانزده درصد (15%) از سطح عملیاتی.

- بهره‌برداری از جنگل صرفاً براساس تعدیل اكولوژیك و ضروریات حفظ جنگل صورت می‌گیرد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

مالك اشتر

مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از رهبران و بزرگان شیعه است و بسیار عالم و زاهد و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت. بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم (عثمان) رفت. سعیدبن عاص والی عثمان در کوفه، به دستور عثمان و در ادامه سیاست تبعیدی که عثمان آن را دنبال می کرد، مالک را به همراه 9 نفر دیگر به شام تبعید و بعد به کوفه برگرداند و مجددا به حمص تبعید نمود. مالک اشتر مردم را برای بیعت با حضرت علی علیه السلام رهبری کرد.

 

در جنگ جمل و جنگ صفین، امام را همراهی کرد، رشادت ها و جانفشانی های او در این جنگها در تاریخ ثبت است. در صفین اهل شام را درهم کوبید تا آنکه جنگ را به سمت معاویه رساند و پیش از آنکه سپاهیان، فریب قرآن بر سر نیزه کردن را بخورند و امام علی علیه السلام مجبور شود که تن به حکمیت بدهد، پیروزی را نزدیک کرده بود. وی در جنگها با کفار شرکت می کرد و در واقعه یرموک حاضر بود و چشمش در آن حادثه پاره شد و به همین علت به او اشتر به عربی کسی که پلک چشمش برگشته باشد، می گفتند. مالک فرماندار نصیبین در نزدیکی جزیره از طرف امام علی علیه السلام بود که جنگی را بر ضد متمردین از اصحاب معاویه به فرماندهی ضحاک، در شمال رهبری کرد.

 

مهمترین واقعه زندگی مالک اشتر در سال 38 هـ ق بود که امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را به حکومت مصر منصوب کرد و فرستاد تا فتنه ای به کمک معاویه بر ضد محمدبن ابی بکر بپا شده بود، خاموش کند. پیش از آنکه به مصر رود آن حضرت برای اهل مصر کاغذی نوشت که بعضی از مفاد آن چنین بود: بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در زمان ترس، چشمش خواب ندارد و در هنگام خطر، از دشمن نمی ترسد. او مالک پسر حارث از طایفه مذحج است. پس گفته های او را بشنوید و به فرمان او که مطابق حق باشد گردن نهید. اکنون با همه نیازی که به او دارم، او را نزد شما فرستادم که خیرخواه شماست.

 

علی علیه السلام زمانی که او را به حکومت مصر منصوب کرد نامه ای برای او نوشت که مشتمل بر لطائف و محاسن بسیار و پند و حکمت زیاد است. این منشور حکومتی و عهدنامه که حضرت به مالک عطا نمود، از نفیس ترین و ارزنده ترین مطلب حکمرانی و حکومت داری و مردم داری است که بسیار معروف و بارها آن ترجمه شده و در نهج البلاغه آمده است. بنا به نقل تاریخ، چون این خبر به معاویه رسید پیغام داد برای یکی از مالکان روستاهای بین راه مصر، که مالک اشتر را مسموم کن تا من خراج بیست سال را از تو نگیرم. وقتی مالک به آنجا رسید، دهقان که فهمیده بود او عسل را زیاد دوست دارد، مقداری عسل مسموم برای مالک، هدیه آورد و قدری هم از اوصاف و فوائد عسل، حرف زد. او شربتی از آن عسل زهرآلود را خورد که هنوز کاملا از گلوی او پائین نرفته بود که در همان بین راه از دنیا رحلت نمود. بعضی گفته اند که شهادتش در "قلزم" واقع شد و نافع، غلام عثمان او را مسموم کرد.

 

فرمایش امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره مالک:
علی علیه السلام فرمود: مالک برای من چنان بود که من برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم و به اصحاب خود فرمود: ای کاش در میان شما دو نفر مثل او و بلکه یکنفر مثل او داشتم. و نیز فرمود: او مردی بود که برای ما خیراندیش و خیرخواه و برای دشمن ما تند و سرکش بود. ما از او خرسندیم و خدا از او خرسند باشد و بر پاداش او بیفزاید. و وقتی خبر شهادت مالک به حضرت علی رسید، آنقدر اندوهناک و محزون و متأسف شد و بر منبر رفت و خطبه ای خواند و بعد از منبر به خانه رفت و بزرگان "نخع" به خدمت آن حضرت برای تسلیت آمدند و آن حضرت متأسف بود و فرمود: خدا مالک را بیامرزد. به خدا قسم مرگ تو جهانی را محزون و غمگین و جهانی را خوشحال کرد. بر تو باد گریه کنان بگریند و آیا مانند مالک وجود دارد؟ و باز فرمود: چه بگویم در مورد مردی که حیاتش اهل شام را درهم شکست و مرگش اهل عراق را نابود کرده است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

خورشید

خورشید یا خور یا هور یکی از ستارگان کهکشان ماست. و تنها ستاره سامانه خورشیدی می‌باشد. منبع اصلی نوروگرماودر یک کلام زندگی بر روی زمین این ستاره‌است که با فاصله‌ای حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتری از زمین قرار گرفته و قطری تقریباً معادل ۱میلیون ۳۹۰ هزار کیلومتر و وزنی معادل ۳۳۰ هزار بار سنگین تر از زمین دارد

تنها ستاره منظومه شمسی است و حدودا شامل ۸۶/۹۹٪ درصد جرم کل منظومه شمسی را تشکیل می‌دهد. خورشید به دلیل جرم عظیمش دارای نیروی گرانش بسیارقوی است، طوری که سیارات را وادار کرده در مدارشان بر گردش حرکت کنند.

  مشخصات فیزیکی خورشید

۱- قطر خورشید درحدود ۱٬۳۹۲٬۰۰۰ کیلومتر یا ۱۰۹ برابر قطر زمین است.

۲- جرم خورشید ۳۳۳٬۰۰۰ برابر جرم زمین است (جرم زمین ۱۰۲۷×۶) و مقدار جرمی که خورشید از دست می‌دهد درحدود ۴/۲ میلیون تن در ثانیه‌است.

۳- قطر خورشید حدود ۱۳۹۲۰۰۰ کیلومترکه معادل ۱۰۹ برابر قطر زمین است.

۴- وزن مخصوص خورشید ۴۱/۱ گرم بر سانتی متر مکعب است.

۵- حجم خورشید ۱۰۳۳× ۴/۱ سانتی متر مکعب که حدودا معدل ۱٬۴۰۰٬۰۰۰ برابر حجم زمین است.

۶- دمای مرکز خورشید ۰۰۰/۰۰۰/۱۵درجه کلوین(۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ درجه سانتی گراد) است.

۷- مدت چرخش وضعی: ۲۵ روزدر استوا که درحوالی قطب‌ها به ۳۴ روز می‌رسد.

۸- یک سال کیهانی زمانی است که خورشید یک بار به دور کهکشان می‌چرخد ودر حدود ۲۲۵ میلیون سال است.

۹- قطر زاویه‌ای خورشید درآسمان ۳۲ دقیقه‌است. قدر ظاهری خورشید ۷/۲۶- است.

  ترکیب شیمیائی خورشید

در حدود ۹۹٪ وزن خورشید را گازهای هیدروژن(H۲) و هلیوم (He) تشکیل داده‌اند، که از مقدار نیز حدود ۷۰٪ هیدروژن۳۹٪ هلیوم و یک درصد مابقی، شامل سایر گازها می‌شود. در خورشید هرثانیه ۵۰۰ میلیون تن هیدروژن طی فرآیند همجوشی هسته ای به هلیوم تبدیل می‌شود که فقط حدود ۵٪ آن به شکل انرژِی از خورشید خارج می‌گردد.

  جو خورشیدی

از تمام خورشید فقط جو آن قابل مشاهده است ناحیه ای که از لحاظ فعالیت نیز غنی است پایه جو خورشیدی شید سپهر است لکه های خورشیدی بر روی شید سپهر ضاهر میشوند لایه خارجی بعدی رنگین سپهر است تاج آخرین لایه جوی خورشید می باشد.

شید سپهر یک لایه نازک گاز که بیشترین عمقی که می توانیم آن را مشاهده کنیم و تابش قابل رویت از آن منتشر می شود وبر این سطح دانه های گذرا با عمر متوسط 5 تا دهها دقیقه را مشاهده میکنیم شکل گیری های روشن نا منظم که بوسیله رگه های تاریک احاطه شده اند این دانه دار شدن خورشیدی لایه بالایی ناحیه جا به جایی خورشید است لایه گازی به ضخامت حدود 0/2r زمینی که درست زیر پایه شید سپهر قرار می گیرد در این منطقه انرژی گرمایی توسط جا به جایی منتقل می شود توده های گرم گاز(سلول های جا به جایی) بالا می روند و به صورت دانه های روشن ظاهر می شوند و انرژیشان را در شید سپهر تخلیه می کنند گاز های سرد تر پایین می آیند. طیف پیوستار سرار قرص خورشیدی یک دمای موثر _استفان بولتزمن_ 5800k را برای شید سپهر تعریف می کند از میان شید سپهر به سمت بیرون دما به شدت پایین میآید و سپس مجددا" در حوالی 500km داخل رنگین سپهر شروع به بالا رفتن می کند تا این که به دماهای بسیاربالا درتاج می رسد.شید سپهریک طیف یوسته جسم سیاه گسیل می دارد لذا بایستی در طول موجهای مرئی کدر باشد اماچگالیها در اینجا بسیار کمتر از مقداری است که گاز برای کدر بودن و تولید تابش پیوسته جسم سیاه لازم دارد. 

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

آهنربا

 

 

دید کلی :

·         آیا تابه حال به این فکر کرده اید که جرثقیل ، چگونه قطعات بزرگ آهن را جابجا می کند؟

 

·         آیا تا کنون ملاحظه کرده اید که یک میخ آهنی بعد از چند بار مالش برروی یک آهنربا ، میخهای آهنی کوچکتر از خود را جذب کند؟


برای پاسخ گفتن به پرسشهای فوق و سوالات دیگر شبیه آنها ، باید اطلاعاتی در مورد آهنربا و خاصیت آهنربایی داشته باشیم. مقاله حاضر تا حدی ما را با این مقوله آشنا می کند.

سنگ مغناطیسی و کهربا ، دو ماده طبیعی هستند که از دیر باز ، مورد توجه مردم بوده اند. سنگ مغناطیسی ، یک ماده معدنی با خصوصیات غیر عادی است که آهن را جذب می کند. اگر یک قطعه کوچک از این سنگ را از نقطه ای آویزان کنیم. آن قدر می چرخد تا سرانجام بطور تقریبی در راستای شمال و جنوب قرار گیرد. نخستین بار در کشورهای غربی ، دریانوردان از این سنگ بعنوان قطبنما استفاده می کردند.


سیر تحولی و رشد :


انسانهای اولیه به سنگهایی برخورد کردند که قابلیت جذب آهن را داشتند. معروف است که ، نخستین بار ، شش قرن قبل از میلاد مسیح ، در شهر باستانی ماگنزیا واقع در آسیای صغیر «ترکیه امروزی) ، یونانیان به این سنگ برخورد کردند. بنابراین بخاطر نام محل پیدایش اولیه ، نام این سنگ را ماگنتیت یا مغناطیس گذاشتند که ترجمه فارسی آن آهنربا می باشد. سنگ مذکور از جنس اکسید طبیعی آهن با فرمول شیمیایی Fe3O4 می باشد.

بعدها ملاحظه گردید که این سنگ در مناطق دیگر کره زمین نیز وجود دارد. پدیده مغناطیس همراه با کشف آهنربای طبیعی مشاهده شده است. با پیشرفت علوم مختلف و افزایش اطلاعات بشر در زمینه مغناطیس ، انواع آهنرباهای طبیعی و مصنوعی ساخته شد. امروزه از آهنربا در قسمتهای مختلف مانند صنعت ، دریانوردی و ... استفاده می گردد.


منشا پیدایش :


کهربا شیرهای است که مدتها پیش از بعضی از درختان مانند کاج که چوب نرم دارند، بیرون تراوید. و در طی قرنها سخت شده و بصورت جسم جامدی نیم شفاف در آمده است. کهربا به رنگهای زرد تا قهوهای وجود دارد. کهربای صیقل داده شده سنگ زینتی زیبایی است و گاهی شامل بقایای حشرههایی است که در زمانهای گذشته در شیره چسبناک گرفتار شده اند.

یونانیان باستان خاصیت شگفت انگیز کهربا تشخیص داده بودند. اگر کهربا را به شدت به پارچهای مالش دهیم اجسامی مانند تکه های کاه یا رانههای گیاه را که نزدیک آن باشد جذب میکند. اما سنگ مغناطیس یک ماده معدنی است که در طبیعت وجود دارد. نخستین توصیف نوشته شده از کاربرد سنگ مغناطیس به عنوان یک قطب نما در دریانوردی در کشورهای غربی ، مربوط به اواخر قرن دوازدهم میلادی است. ولی خواص این سنگ خیلی پیش از آن در چین شناخته شده بود.


انواع آهنربا :

 



اساس کار تمام آهنرباها یکسان است، اما به دلیل کاربرد در دستگاههای مختلف ، آرایش و صنعت ، آن را به اشکال و اندازه‌های گوناگون می سازند، و لذا انواع آن از لحاظ شکل عبارتند از :

·         تیغهای

·         میلهای

·         نعلیشکل

·         استوانهای

·         حلقهای

·         کروی

·         پلاستیکی

·         سرامیکی و ...



حوزه عمل :


آهنربا به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی روزانه بشر موثر است و به جرات می توان گفت که اگر این خاصیت نبود زندگی بشر امروزی با مشکل مواجه می شد. از جمله وسایلی که در ساختمان آن از خاصیت آهنربایی استفاده شده است، می توان به یخچال ، قطب نما ، کنتور برق ، انواع بلندگوها ،موتورهای الكتریكی(مانند کولر ، پنکه ، لوازم خانگی و ...) ، وسایل اندازه گیری الکتریکی مانند ولت سنج ، آمپر سنج و ... اشاره کرد.


آیا آهنربا بغیر از آهن ، اجسام دیگری را جذب می کند؟


بعد از پیدایش آهنربا ، دانشمندان به این فکر افتادند که آیا آهنربا غیر از آهن ، اجسام دیگری را نیز می تواند جذب کند. پس از بررسیها و مطالعات مختلف ، سرانجام مشخص شد که آهنربا در عنصر دیگر به نامهای نیکل و کبالت را نیز می تواند جذب کند. بر این اساس به سه عنصر آهن ، کبالت ، نیکل و آلیاژهای آنها که توسط آهنربا جذب می گردد، مواد مغناطیسی می گویند. بدیهی است که سایر مواد را که فاقد این خاصیت است، مواد غیر مغناطیسی می گویند.


روشهای مختلف تشخیص قطبهای یک آهنربا :

 

·         اگر یک آهنربا را از وسط بوسیله تکه نخ بسته و از محلی آویزان کنید، آهنربا در راستای شمال و جنوب مغناطیسی زمین قرار می گیرد.

 

·         با توجه به اینکه در آهنرباها ، قطبهای همنام همدیگر را دفع و قطبهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند، لذا اگر یک آهنربای دیگر که قطبهای آن معلوم است، در اختیار داشته باشیم، به راحتی می توان قطبهای آهنربای دیگر را تشخیص داد.

 

·         به کمک یک عقربه مغناطیسی و با استفاده از رانش و ربایش قطبها نیز میتوان این کار را انجام داد.

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()

به یاد قیصر

 

  زندگی

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در گتوند شوشتر در شمال استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند ادامه داد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.

قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر ِ هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد.

آثار

از وی در زمینه‌هایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شده‌است که به آنها اشاره می‌کنیم:

  • طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)،
  • منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)،
  • مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)،
  • بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰)
  • به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵).
  • مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)،
  • گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید)
  • مجموعه شعر گل‌ها همـه آفتابگردان‌اند (۱۳۸۰، مروارید)،
  • دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید) اشاره کرد.

«دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود که تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش‌ها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.

  مرگ

وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.

پس از مرگ وی میدان شهرداری منطقه 2 واقع در سعادت آباد به نام قیصر امین پور نامگذاری شد.    نمونه شعر

حسرت همیشگی:

حرف‌های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می‌کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر زود

دیر می‌شود

 

شهیدی كه بر خاك می خفت

سر انگشت در خون خود می زد و می نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه جنگ

 

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 دی 1387    | توسط: علی رضا شامخی    |    | نظرات()